تبلیغات
خوشبختی را در آسمان ببین... - بند چهارم
تاریخ : چهارشنبه 12 تیر 1392 | 08:03 قبل از ظهر | نویسنده : شکیبا h.ss

خب اینم از بند چهارم...!!!

"بند چهارم"

ا_لی توک و شیوون اونجان!

ل_به به سلااااااااام!سفر خوش گذشت؟!

ا_آره فقط یخرده،فقط یخرده کوفتمون شد!می بینید که...!(و به دونگهه اشاره کرد!)

ش_آخی داداش خیلی درد داشت نه؟؟تلفنی شنیدم کلی ناراحت شدم الان بهتری؟

د_آره خوبم چیز خاصی نبود و یه سری زخم و خراش و کوفتگی!همین!

ش_اگه چیز خاصی نبود،با واکر راه نمیرفتی!

ل_حالا چرا دوسه هفته موندید؟؟

ا_بخاطر دونگهه نمیتونستیم بیایم دکتر گفته بود نباید مطلقا از جاش تکون بخوره.

ل_خب خوبه که الان بهتره.بریم!بچه ها تو ساختمون منتظرن.آقای کانگ هم به خون شما سه تا تشنس الآن تو اتاقش منتظرتونه!

ن_ای وای مخصوصا من الآن اوضاعم پیشش خرابه!قرار بود تا آخر هفته پیش تنظیم miracle رو تموم کنم!

ا_پس بدجوری بوی خطر میاد!!

ل_کلی هم منو سرزنش کرد که به عنوان رییس کمپانی صلاح دیده منو لیدر کرده و حالا من عرضه ندارم بچه هارو جمع و جور کنم!

ا_ولش کن اون از این حرفا زیاد میزنه!فقط امیدوارم دوباره جریمه های سنگین نده

ل_دلتو خوش نکن!

******

ن_خب بچه ها من دیگه برم!

د_فردا باید ساعت چند حاضر باشیم؟

ن_دیگه همتون 8 بیاید پایین.باید تا 5 روز دیگه آهنگو کامل تحویل بدیم.

ل_ببینم کلید استودیو رو داری؟

ن_آره.خب!بابت امشب ممنون همگی!خیلی خوش گذشت!سونگمین اسپاگتیت هم عالی بود!

س_ممنون!بازم شام بیا پیش ما!

ن_حتما!خب تا فردا فعلا...ایون،دونگهه خداحافظ.دیر نکنید ها!!

ا_اصلا من میرم پایین رختخوابمو تو استودیو پهن میکنم!

ن_هه هه هه!خندیدم...!فعلا!

 

"پایان بند چهارم"